برشی از کتاب تشمال و مناسب مهم آن، از تمدن کهن تا امروز/ تاملی بر انتخاب نام خانوادگی در ایران و قوم بختیاری
پایگاه خبری ایل بانگ-ایرج سجادی فر| در سوم دی ماه سال ۱۲۹۷ ه ش برای اولین بار ثبت احوال در ایران تاسیس گردید و اولین شناسنامه به نام فاطمه ایرانی صادر شد. در آن زمان افرادی به عنوان مامور ثبت به روستا ها و عشایر در سرتاسر کشور مراجعه می کردند وبرای مردم چیزی بنام […]
پایگاه خبری ایل بانگ-ایرج سجادی فر| در سوم دی ماه سال ۱۲۹۷ ه ش برای اولین بار ثبت احوال در ایران تاسیس گردید و اولین شناسنامه به نام فاطمه ایرانی صادر شد.
در آن زمان افرادی به عنوان مامور ثبت به روستا ها و عشایر در سرتاسر کشور مراجعه می کردند وبرای مردم چیزی بنام سجل صادر میشد.
انتخاب نام خانوادگی خود ماجرای دیگری دارد که در خود شنیدنی واز چند روش پیروی می کرد.
مامور ثبت احوال نام خانوادگی سجل رابه چند روش صادر می کرد ، که عبارت بود از :
یا بر اساس جد و نیاکان واجداد فرد نام خانوادگی آنها را انتخاب می کرد،
یا بر اساس شهرت و معروفیت سجل صادر میشد.
و گاهی اوقات هم بر اساس شغل و حرفه افراد برای آنها صادر می شد.
مانند نجار ، شالباف ، شکاری و یا میر شکار و غیره یا بر اساس چهره فیزیکی افراد مانند قهرمان، خوش چهره،خوش اقبال،تنومند وغیره ویا گاهی اوقات اسم روستای فرد را می پرسید واسم روستا را بدنبال اسم و فامیل اضافه می کرد.واگر فردی پیشنهاد بهتری داشت از آن پیشنهاد استفاده می کرد.
اما همیشه اوضاع بر وفق مراد نبود،مثلا اگر فرد مسافرت بود ویا برای انجام کار دیگری حضور نداشت،مامور صدور سجل به خانواده وی مراجعه می کرد،ومثلاً از خانواده وی می پرسید فلانی کجاست؟ مثلا می گفتند رفته تهران یا هند یا بحرین آنوقت فامیلش میشد تهرانی،بحرینی،هندی و یا شیرازی وغیره .
ایرانی ها که نمی دانستند این نام وفامیل بعدها به چه کار می آید ، نام وفامیل را زیاد جدی نمی گرفتند و همینطور به خنده و شوخی از کنار آن رد می شدند براین اساس نام وفامیل اینگونه گذاشته شد.
“به نظر نگارنده بر این اساس بعدها بخصوص در برخی از تیره ها و طوایف بختیاری برخی از مردم بدلیل اینگونه فامیلی ها مورد تمسخر دیگران در محل تحصیل یا محل کار و زندگی قرارگرفته و متحمل ضربات جبران ناپذیری به لحاظ روحی روانی و شغلی شده که سالیان سال اثرات آن باقی و ماندگار شد که ریشه یابی، وبررسی و تحقیق در خصوص این موضوع بحث جداگانهای خواهد بود.”
اما گاهی اوقات ممکن بود توسط مامور نام ناخوشایندی نوشته شود و مردم هم که اکثرا سواد نداشتند که چه چیزی نوشته شده، این بود که گاهی اوقات فامیلهای عجیب و غریبی هم کنار فامیل عادی گذاشته می شد. مثلاً اگر فردی کنار آب بود میشد دم آبی ویا اگر سیاه چهره بود میشد کلاغی وغیره.
جالب این بود که نوشتن فامیل چون با جوهر بود ، و اگر از بخت سیاه یک نفر قلم مامور دوات کم ویا تمام میشد یک نقطه کم وزیاد و یا حرفهای دیگر و اگر هم جوهر زیاد داشت چند نقطه ویا حرف ممکن بود اضافه شود. و فامیل ویا اسم، چیز دیگری نوشته میشد. اینطور بود که گاهی خواهر و برادرها هم فامیل هم نمی شدند .ودر یک وخانواده چند فامیل در بین خواهر وبرادرها بود . مثلاً در یک خانواده یکی میشد کوه نوری یکی میشد کوه توری، وای به روزی که اختلاف خانوادگی پیش می آمد ویکی به دیگری می گفت تو از اول فامیل ما نبودی، یکی میشد جیرانی یکی میشد حیرانی ویکی میشد جبرانی . بدین ترتیب داستان نام خانوادگی در جای خود بی نهایت داستانی غم انگیز زیبا و شنیدنی است.
این مقاله علمی مقدمه ای بود برای اثبات موضوع اصالت و ریشه تُشمال ، زکی پور ، سازنده و میرشکار که اصل واصالت این طائفه از آن نشاء ت گرفته و کاربرد مصطلع آن برای مردم این طایفه در دوران کنونی بدون دلیل نبوده و ریشه نام خانوادگی برای اینها که توسط مامورین صدور سجل در ایام قدیم به میرشکار یا شکاری ویا توشمال لقب داده شده بر اساس شغل جد و نیاکان ما و معروفیت آنها در هنر ، شکار ، و غیره بدلیل شغل و نسبشان بوده است .
هنر نزد ایرانیان است و بس
و این قوم عزیز و هنرمند هم میراث دار شکوه و جلال ایرانیان هستند و چه با صلابت این هنر ارزشمند را حفظ کرده اند و به نسل های بعد از خود انتقال می دهند به جای اینکه موسیقی وارداتی را به خورد فرزندان ما بخورانند موسیقی اصیل ایرانی که بر گرفته از تمدن غنی ایرانی است را به فرزندانمان آموزش دهیم