برگرفته از کتاب تاریخ آل خورشید/آل خورشید در گذر تاریخ باستان و بختیاری
پایگاه خبری ایل بانگ_جعفر بیژنی| طایفه علیخورشیدی بازماندگانی از محمد فرزند علی خورشید وزیر اتابک لر بزرگ بوده است که به نام علیخورشید جوانکی معروف هستند. جوانکی یکی از تیرههای مهاجر به جبل السماق شام بوده است که در قرن سوم و در نهایت اوایل قرن پنجم به صورت کامل از جبل السماق شام به […]
پایگاه خبری ایل بانگ_جعفر بیژنی| طایفه علیخورشیدی بازماندگانی از محمد فرزند علی خورشید وزیر اتابک لر بزرگ بوده است که به نام علیخورشید جوانکی معروف هستند.
جوانکی یکی از تیرههای مهاجر به جبل السماق شام بوده است که در قرن سوم و در نهایت اوایل قرن پنجم به صورت کامل از جبل السماق شام به فلات مرکزی ایران مهاجرت نمودند و به همراه ۲۳ تیری دیگر تشکیل سلسله اتابکان را دادند.
حوزه حکمرانی اتابکان لر بزرگ، کهگیلویه، خوزستان و چهارمحال بوده است.
مرکز حاکمیتی اتابکان لر بزرگ در آن زمان مالمیر بوده که شامل جانکی و بندان بوده است که در حال حاضر جانکی گرمسیر تقسیم شده است به شهرستان باغملک و شهرستان هفتکل و بندان شهر ایذه فعلیست که در استان خوزستان واقع شده است.
و جانکی سردسیر شهر لردگان شهرستان، خانمیرزا و از مناطق کهن آن بارز، منج و میلاس می باشد که در استان چهارمحال و بختیاری قرار گرفتند.
در تاریخ ریاض الفردوس سال ۱۰۲۰ قمری تالیف محمد میرک حسینی تقسیمات جانکی گرمسیر و بندان به صورت مفصل توضیح داده شده است.
محدوده علی خورشید قدیم از گچ دروازه میداوود حوزه شهری فعلی باغملک دشت کریاس قلعه تل تا جاده اشکف بابامیر بزند به پشت کوه آسمانی و کمرهای کشیده ذره بوده است. از بازماندگان علی خورشید قدیم در پهلوی اول به نام آل خورشید نام میبرند که هم اکنون یکی از مناطق شهری شهر باغملک میباشد.
مسکن فعلی طایفه علی خورشیدی در منطقه آل خورشید میباشد این منطقه دارای آثار و ابنیه تاریخی متعلق به قبل و بعد از اسلام است. اماکن تاریخ ایران باستان که تا چند دهه پیش آثاری از آنها را رویت نمودم و کم کم به مرور زمان رو به خرابی گذاشته است وجود داشته است.
چشمهای پر آب در زیر بقعهای به نام قطب الابرار عالی خراسانی که در اصطلاح عامیانه آن را شاه خراسان میگویند و مجسمهای که در این کتاب به آن اشاره شده و متعلق به آناهیتا خدای آبها بوده است که در ضلع غربی این بقعه پیدا شد و به نظر میرسد بر روی پای سنگی نصب بوده و در بالای چشمه قرار داشته است. این مجسمه در سال 1348 توسط گیریشمن باستان شناس فرانسوی و همکارش مرحوم قباد بیژنی کشف گردید خبر کشف این مجسمه در روزنامه کیهان به تاریخ 26 اسفند سال 1348 به شماره 7998 و تا کنون دو بار در منابع تاریخی، کتابهای بختیاری در گذر تاریخ صفحه 111 تالیف مرحوم قباد باقری و همچنین باغملک در گذر تاریخ صفحه 24 تالیف آقای سلطانعلی کریمی درج شده است.
لازم به ذکر میباشد که مجسمه در دوران تصدی حافظ تاریخ بختیاری مرحوم قباد باقری که در آن زمان رئیس اداره میراث فرهنگی ایذه بود به موزه ایران باستان منتقل شد.
پوشش گیاهی گذشته این منطقه درخت مورد و زیتون فراوان بوده است اما در حال حاضر صرفاً درختان مورد و انار وجود دارند و درختان زیتون از بین رفته اند.
درخت مورد گیاهی مقدس در آیین زرتشت بوده است در کتاب بندهش در بخش آفرینش گیاهان این نماد اهورا مزدا است. در حال و گذشته قداست درخت مورد در بین اهالی حفظ شده است اما منشا معنوی آن مشخص نیست. در مراسمات شادی و غم از این درخت استفاده می شده است و در جشن ها و عروسی ها گذشتگان و حال دامادها بجای دسته گل، دسته ای مورد را زینت و به عروس هدیه میدادند. در مراسمات غم وقتی شخصی فوت می نمود مزارش را از برگ درخت مورد زینت میدادند.
وضعیت ظاهری این بنا بدین ترتیب بود که در ارتفاع مجسمه نصب بود و شکل ظاهری مجسمه به حالت نشسته می باشد و روی مجسمه به سمت چشمه بوده است که محافظت از آن چشمه را داشته است. تخته سنگهایی به عرض ۵۰ سانتیمتر و طول دو نیم متر وجود داشته که به سمت پایین یعنی محل چشمه میرفته و راه پله را تشکل دادند
این چشمه دارای قداستی در بین مردمان همین دوران بوده است آنچنان که گذشتگان ساکن آل خورشید بر این باور بودند که افراد فوت شده را باید در این چشمه غسل داد چون منسوب به امامزاده هستند و ثواب بیشتری نصیب مرده میشود.
در اطراف آن بقعه در گذشته نه چندان دور آثار بنایی به متراژ قریب یک هکتار ابنیه و اعیان بوده است. شکل ظاهری بنا با شکل ظاهری سایر بناهای دوره اتابکان لر بزرگ از جمله کوشک ارغوانی و کوشک دالخوانی شباهت بسیار زیادی داشتند به نظر میرسد این ابنیهها یا در دوره اتابکان بنا شده یا بر خرابهای بناهای عهد باستان متعلق به آن محوطه تندیس آناهیتا بنا شدند.
در شمال شرقی این بنا که معروف به آتشکده است بدین نحو که از محل بقعه شاه خراسان فعلی به سمت محل روستای آل خورشید که حرکت شود باید از بین درختان مورد و درهای که آب چشمه ساران چهل بونه و لاله شاهین معروف به گدار از آن عبور میکند گذشته و با عبور از آن شیب نسبتاً تند به محل آتشکده میرسیدند. تا همین عصر حاضر ستونهای پل در دو طرف این محله عبور آب وجود دارد و دو طرف دره در گذشته توسط پلی کوچک به هم متصل بودند. فاصله بین محل نصب مجسمه آناهیتا تا این آتشکده به صورت مستقیم کمتر 200 متر میباشد.
از آثاری که میتوان این محل را تطبیق با آتشکده داد وجود خاکسترهای زیادی در عمق این تپه بوده است که به هنگام خاکبرداری تپه مشاهده گردید خاکسترهای زیادی در آن مدفون میباشد. اینکه بومیان این منطقه در طایفه آل خورشیدی باشند یا نباشند و یا جابجا و ادغام شدند و یا علی خورشیدیها جایگزین آنها شدهاند هیچ گونه اطلاعاتی در دست نیست. موضوعی که بیشتر نظر بنده را جلب نموده است این است که بعد قرنها فراز و فرود های فرهنگی و جابجایی اقوام و ملل هنوز بعضی از رسومات قبل از اسلام در بین اهالی آل خورشید وجود دارد که کمتر جایی از این منطقه این رسومات را دیده میشود که شرحی بر آنها گذشته است و از مواردی دیگر، قداستی که درخت مورد داشته است و افراد گذشته آل خوشید اجازه از بین رفتن درخت مورد و قطع آن را نمی دادند و یا بر این باور بودند که موردها شب ها محل جشن ملائکه هستند و شب هنگام عبور از آنها شکوم ندارد. علی رغم اینکه بر روی آتشکده با ایجاد بناهای جدید بعدا محل جلوس کلانتر طایفه علی خورشیدی مرحوم ملا خلیل علی خورشیدی بوده است اما سرویس بهداشتی در مکانی دیگر قرار داشت.
*از دیگر رسومات بازمانده از دوران کهن در این منطقه که ارتباط با مکان های مقدس دارد نحوه تشریفات مراسمات درگذشتگان در بین اهالی علی خورشید بوده است آنطوری که در روایت شده است در دهه های قبل، مراسمات عزای درگذشتگان تلفیقی از شریعت اسلام و سنت های قبل از آن بوده است و بعنوان نمونه در مراسمات تشییع جنازه ها بزرگان آل خورشید البسه سفید می پوشیدند و هیچگونه البسه سیاه که نشانه عزاداری باشد بر تن نمی نمودند که تا الان این سنت ادامه دارد. از دیگر سنت های علی خورشید که دارای تفاوت با سایر طوایف منطقه داشته بود خاتمه دادن عزای درگذشته بصورت آنی بعد از خاکسپاری بوده است*
در شرح کتاب هم ذکر شده است که مکانی که به عنوان آل خورشید فعلی است در اسناد تاریخی به نام زمینهای «دم پیر» معروف میباشند و مسکن علی خورشید ها در دوره قبل از فروپاشی اتابکان قرنها بعد از آن، در امتداد رودخانه معروف به گلال که حالیه روستای قلعه خمسی و تا امداد ارغوانی فعلی که زمینهای فاریاب میرنجان میباشد بوده است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید