اثری که روایتگر بخشی از تاریخ شفاهی صنعت و نفت ایران شد
پایگاه خبری ایل بانگ-محمد باقری| رمان فوران، حکایت مردمان بومی و بختیاری ساکن در مسجدسلیمان است. مردمانی که با کشف نفت، به یکباره زندگیشان به قبل از این رویداد تاریخی و بعد از آن تقسیم شد و در تصمیمی خطیر بر سر دو راهی ماندن در زندگی سنتی و ایلیاتی و تبعیت از الگوهای آبا […]
پایگاه خبری ایل بانگ-محمد باقری| رمان فوران، حکایت مردمان بومی و بختیاری ساکن در مسجدسلیمان است. مردمانی که با کشف نفت، به یکباره زندگیشان به قبل از این رویداد تاریخی و بعد از آن تقسیم شد و در تصمیمی خطیر بر سر دو راهی ماندن در زندگی سنتی و ایلیاتی و تبعیت از الگوهای آبا و اجدادی و کهنِ خود و یا پذیرشِ ریسکِ انتخابِ زندگی ناشناخته و متفاوت و همراه با مظاهر مدرنیته در مسجدسلیمان،قرار گرفتند . در این کشاکش، گونه ای بدیع از زیستن بوجود آمد، که بعدها نمودش در ادبیات داستانی مسجدسلیمان نیز به وفور یافت شد. و آن زیست کارگری بود. بومیان بختیاری که تا پیش از آن در طبیعتِ آزاد و رها، مستحیل بودند، حالا می بایست یک جا می مانند و لباس سنت از تن می کندند و بیلرسوت ها جدید می پوشیدند و صبح ها بجای رفتن به دنبال گله و رمه، با صدای شیت (آژیر فیدوس) سر کار می رفتند و تا پَسین، غرق در دنیایی ناشناخته از صعنتِ وارداتی و انجام کارهایی می شدند که کمترین سنخیتی با روحیات آنان نداشت.
این رمان که در دهه هفتم زندگی نویسنده ی ارجمندش و در دوران پختگی و پر تجربگی ایشان ،تحریر شده به لحاظ شیوه روایی اش قابلیت و پتانسیل بالایی برای مُصَور شدن و به قالب فیلم و نمایش درآمدن دارد. تبحر و اشراف کامل نویسنده، بر زبان و فرهنگ و امثال الحکم بومیان منطقه (بختیاری ها)، روایات پخته و دیالوگ های جذابی را رقم می زند که خواننده، بیشترین هم ذات پنداری را حتی با زوایای پنهان و مستتر کاراکترهای پر تعدادِ اثر دارد.هر چند در این رمان که روایتگر سه نسل از مردمان مسجدسلیمان است، به نظر می رسد ، در جاهایی درگیر اطناب هایی شده که آنهم در ساختار رمان خوش نشسته است، اما فضایی سرشار از واگویه هایی نوستالژیک دارد. فضایی که حتی گاه با تکرارِ خاطراتِ کاراکترهای این رمان، خواننده را همراه با او، وادار به گریستن می کند.
رمان «فوران» از دو بخش تشکیل شده. بخش نخست آن، روایت مردی ایلیاتی است که، زندگی سنتی خویش را رها کرده و وارد شرکت نفت شده و حالا در واپسین شب زندگی خود، با مرور خاطراتش برای سرپرستار بیمارستان، ادای دینی به آدم های مهم زندگی اش می کند. آدم هایی که با اندک تامل درخواهی یافت که هریک،بیانگر تیپی از مردمان آن دوره بوده اند. در این خاطره بازی ها، خواننده تا عمق زندگی مُحَقر و کارگری و پر از تبعیضِ مردمان آن دوره خواهد رفت.و در بخش دوم آن،به جمع بندی سرنوشت ناتمام شخصیت ها پرداخته می شود.انتخاب هوشمندانه ی این شیوه از روایت در بخش نخست، به گونه ای بود که می شد سرنوشتشان در همان بخش ، معلوم شود. به عبارتی دیگر با مرگ راوی آن خاطرات در بیمارستان، تو گویی تمام شخصیت های داستان مرده اند.و با این اقدام،بارِ حسی و عاطفی اثر را دوچندان می گردید.
از ویژگی های ممتاز یک اثر برجسته، این است که دارای ابعاد مختلف و گوناگون باشد. به دیگر بیان، فارغ از خصایص ادبی آن، دارای وجوهِ قابل ملاحظه ی دیگری باشد. اگر اثر ارایه شده، به غِنای چند لایه بودن نائل آید، به رشته کوهی خواهد ماند که در آن چند قُله وجود دارد و مخاطبان می توانند لذت کشف و شهود در هر یک از قله ها را داشته باشند، و چناچه، در خلق آن، صرفا به جنبه های ادبی بسنده شود، حکم کوهی با یک قله را خواهد داشت. که به ناچار، خواننده با یک بُعد از زیبایی مواجه خواهد شد. با این توضیح باید گفت رمان فوران، یک اثر چند بُعدی است.که علاوه بر وجوه برجسته ی ادبی، دارای ابعاد تاریخی و مردم شناسی است. به گونه ای که دکتر اردشیر صالحپور در وصف آن اظهار داشته:« این کتاب(فوران) ، خود موزه ای دیدنی و خواندنی از نفت است. »
این رمان، بخشی از تاریخ شفاهی صنعت و نفت در ایران است که با بهره گیری از ظرفیت های مردم شناسانه و بیانی شیرین به انعکاس فرهنگ عامه مردم آن دوره پرداخته و اثری متمایز و برجسته را خلق کرده است. اثری جذاب که خواندنش را به همه توصیه می کنم.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید